
دانلود پاورپوینت فارسی دهم درس ششم(مهر و وفا)
گفتم غم تو دارم گفتا غمت سرآید گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید
به معشوق گفتم که من غمخوار تو هستم، گفت روزی غمت به پایان میرسد. به او گفتم که تو معشوق زیبای من باش، گفت اگر امکانش باشد.
آرایه: تکرار (گفت) - ایهام (برآید، طلوع کند، امکان پذیر) - استعاره (ماه: معشوق)
به او گفتم از انسانهای عاشق راه و رسم وفاداری یاد بگیر، گفت زیبا رویان کمتر وفا دارند.
آرایه: مناظره (گفتم و گفتا(
گفتم که دیگر به خیالت اجازه نمیدهم که وارد ذهن من شود.
او گفت خیال من مانند شب گردان، شبانه در حرکت است و دوباره از راهی پنهان به ذهن تو وارد میشود.
آرایه: تشخیص - کنایه (راه نظر بستن: اجازۀ دیدار ندادن) - تکرار (راه
گفتم که بوی خوش زلف تو مرا در گمراهی انداخت. گفت اگر خوب توجه کنی همین زلف تو را هدایت میکند.
آرایه: تشخیص (مصراع اول) - متناقض نما (زلف گمراه کننده میتواند هدایتگر باشد.
به معشوق گفتم که چه خوش هوایی است، اگر از بهشت بیاید. گفت بهترین نسیم آن است که از کوچۀ معشوق بوزد.
آرایه: مراعات نظیر (هوا، باد، نسیم) - (خنک، خوشا) - موازنه
برچسب های مهم